You still can touch my heart
هوا بهاری است. همه جا سبز است. صدای پرنده ها را از پنجره اتاقم می شنوم. صبح که چشم باز می کنم یک مشت سبز خوش رنگ از پشت شیشه بهم چشمک می زند. با خواهرم ساعت ها حرف می زنیم... می خندیم... غیبت می کنیم... بحث می کنیم... خرید می رویم... عکس می اندازیم. دریک جمله ساده می شود گفت همه چیز نشان از آرامش و آسایش دارد. اما فارغ از تمام این ها، برای این برهه از زمان، خوشحالم که ایران را برای ماندن و زندگی کردن انتخاب کردم. با تمام خستگی هایش... محدودیت هایش... دغدغه ها و دل نگرانی های تحمیلی اش...
بعد از مدت ها احساس می کنم خیلی آرامم... احساس می کنم زندگی روی موجی حرکت می کند که اختیاردارش منم و از من می شنوید، این یعنی همه چیز.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 16:37 توسط دریا