کلمات دو لبه دارند، بلکه هم بیشتر. یک لبه ابریشم‌وار ِ لطیف و ملایم و نوازش‌دهنده، یک لبه تیز و برنده و خنجرمآب. شاید حتی از خنجر بدتر، گاهی شبیه سرب ِ داغ میماند که میشکافد و فرو میرود در پوست و گوشت و استخوان و هر چیز دیگری که سر ِ راهش باشد، و میسوازند، بد میسوزاند. که وقتی شلیک کردی، پرتابش کردی سمت ِ کسی، زخم میکند، عمیق هم زخم میکند. میرود مینشیند در لایه‌های عمیق روح، جایی که نه تو میبینی و نه هیچ بنی‌بشر دیگری، و همانجا میگندد، چرک میکند، عفونت میکند و بعد روزی این عفونت سرریز میکند بیرون که دیگر دیر شده.