یک چیزهای جزئی احمقانه‌ای هستند که بصورت کلی و خفن روان من را بهم میریزند. اصلا دارم به این نتیجه میرسم که بین جزئی بودن مسائل، و شدت ناراحتی من از آن مساله رابطه معکوسی وجود دارد. نمیدانم این بخاطر شهریوری بودنم است یا هر چیز دیگری، اما با مشکلات بزرگ، دعواهای دیوانه‌وار، اشکالات عمده و اساسی، حتی دروغهای بزرک راحت‌تر کنار می‌آیم و هضمشان میکنم تا چیزهایی جزئی‌ای از همین دست.