دلم میخواست دنیا رنگ دیگر بود...
توي اين شهر درندشت شلوغ يك چهارديواري كوفتي پيدا نميشود كه بتواني ساعتي داخلش فارغ از نگاههاي كنجكاوانه و پرسشگرانه اينهمه رهگذر، خودت را رها كني ميان بازويش و بغض سنگين 10 ساله را بشكني.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۸۸ ساعت 20:58 توسط آرمیتا
|