دیشب، همین دیشب، ساعت یازده شب رفتم آشپزخانه آب خوردم و بعد هم خوابیدم. صبح ساعت هشت بیدار شدم، وقتی وارد آشپزخانه شدم فکر می کنید چه دیدم. یک عنکبوت خوشگل که از سقف به زمین آشپزخانه تار تنیده و خیلی ریلکس آن وسط برای خودش لمیده!

کاش میشد از قیافه ام عکس می گرفتم، کل هفته تان را مفرح می کرد!